ما هم خون هستيم يا زنده باد برادري

ژانویه 25, 2008 at 2:55 ب.ظ | In اروپا, اسقر | 2 Comments

امروز براي يک کار اداري رفته بودم يک سازمان دولتي بعد از چند دقيقه ديدم يک آقايي يک پاسپورت آبي از جيبش در آورد و از دور به نظر من اومد که روش فارسي نوشته بود اما مطمئن نبودم و از اونجا که کلا فضول هستم نتونستم جلوي خودم رو بگيرم و ازش پرسيدم شما کجايي هستيد. گفت: افغانستان! گفتم فارسي بلدي؟ گفت: بله. خلاصه شروع کرديم صحبت کردن و بعد گفت چرا پرسيدي کجايي هستم.
دليل رو گفتم و اضافه کردم در ضمن شما خيلي شبيه ايرانيها هستي. گفت: معلوم ما هم خونيم و بايد شبيه باشيم. بعد گفت: اون افغانيهايي که ايران هستند اکثرا از قوم هزاره هستند و شبيه شما نيستند اما مردم کابل خيلي شبيه شما هستند. از اين حرف خيلي لذت بردم و به صحبتها ادامه داديم.
بعد از اينکه کارم تموم شد اومدم بيرون و با خودم فکر کردم چرا م از اين قرابت خوني و هم خانواده بودن نه چيزي مي دونيم نه استفاده اي مي کنيم. زنده باد برادري

pashto_afghanistan_iran_27jan.jpg

اعتياد چيزه بديه

ژانویه 5, 2008 at 8:45 ق.ظ | In اسقر | Leave a Comment
Tags:

اين سيگار لعنتي شش و ريه و سينه م رو به فاک داده . يه قاشق ان زنبور ريختم تو يه آفتابه چاي که آرومم کنه.

F*** you

meine Sorte

بابا برترين!

سپتامبر 14, 2007 at 4:46 ق.ظ | In اسقر, بالاترين | Leave a Comment

 اگه نبود بالاترين…

وب‌نوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.